تحقیق عوامل مؤثر در تربیت کودک از دیدگاه اسلام

فرزندان نیاز به ایمان دارند تا در سایهی آن بتوانند زندگی خویش را اداره نمایند، با اعتماد به نفس آرامش روان پیدا میکنند. در روایتی مسمعی نقل میکند:امام صادق(ع) قبل از حلول ماه مبارک رمضان، دربارة این ماه و فضائل آن و اهمیّت دادن به ماه رمضان با فرزندان خود چنین وصیت و گفتوگو میکرد: پس با نفس خویش بستیزید؛ زیرا در این ماه رزق و روزی تقسیم میشود، اجل و لحظات مرگ هر کس معین میشود؛ همچنین در این ماه، میهمانان خدا (زائران خانه) را که بر او وارد میشوند، مینویسند و در این ماه شبی هست که عمل در آن شب، از عمل هزار ماه برتر است.برای ایجاد آمادگی در کودکان، همچنین میتوان با زبانی ساده و کودکانه به بیان فضیلت و ارزش روزه و جایگاه روزهدار در نزد خداوند و نیز فواید و ثوابی که برای آن مترتب است، پرداخت. بازی کودکانه مادر با فرزندان رشد جسمی و فکری کودک را سرعت می­بخشد و احساسات پاک مادری را به او منتقل می­کند، نشاط، شادابی، ابتکار و نوآوری، خلاقیت و اعتماد به نفس را در او ایجاد و زمینه را برای ظهور استعدادهای نهفته کودک فراهم میآورد. رابطه میان نهاد رسمی تعلیم و تربیت و نهاد خانواده در طول تاریخ به گونهای خاص شکل گرفته و تکوین یافته است.

اصل اعتدال چنانکه در آغاز بحث اشاره شد، در رابطه با افراط در امر تربیت، افزونبر اینکه در تأثیر آن تردید وجود دارد، سختگیری نابجا و خارج از معمول، در امر تربیت در سنین کودکی، کودک را به سرکشی و طغیان نیز سوق میدهد؛ بنابراین، در زمینۀ برنامهریزی برای اشتغال اطفال، نخستین امری که باید در نظر داشت، رعایت اعتدال است. و نیز والدین و خانوادهها در فرایند تعلیم و تربیت اجازه مشارکت در تعیین خطمشی این فرایند را ندارند و صرفاً به نیروهای کمکی جزء فروکاسته میشوند. بنابراین همچنانکه دولت در فرایند تعلیم و تربیت رسمی از مسئولیت بیشتری برخوردار است، اختیار بیشتری نیز در مدیریت فرایند آن دارد و به نوعی مالک نهاد تعلیم و تربیت به شمار میرود. دیدگاههای مختلف موجود در باب جامعه و فرد و نیز تلقیهای مختلف درباره تربیت و نهادهای مسئول آن، هندسههای متمایزی را در خصوص این رابطه ترسیم میکند. در نوشتار حاضر، هدف آن است که ابتدا رابطه موجود میان این دو نهاد و اثرات تربیتی آن مورد بررسی قرار گیرد. نحوه تعریف این رابطه وجایگاه هر یک از این نهادها در آن، از جمله مؤلفههای اساسی است که جریان تربیت آدمی را تحت تأثیر قرار میدهد و بدان جهت میبخشد.

به همین ترتیب، این امر (تصمیمگیری) نیز، در صلاحیت هیچ یک از دست اندرکاران تعلیم و تربیت همچون همکاران، والدین و یا اعضای جامعه نیست. دین مبین اسلام، مکتبی انسان ساز است که مخصوص به یک زمان یا مکان خاص نمیباشد بلکه با توجه به جامعیت آن، به تمامی ابعاد زندگی ما میپردازد. خاستگاههای تکوین این نهاد و ساز و کارهای تعبیه شده در درون آن، جهتگیریهای ویژهای به آن بخشیده که نسبت آن با نهاد خانواده را نیز به نحوی خاص تعریف میکند. ما نیز نباید زن را پژمرده و افسرده کنیم. ماده1-هر زن و شوهر مقیم ایران می توانند با توافق یکدیگر طفلی را با تصویب دادگاه و طبق مقررات این قانون سرپرستی نمایند. جنس زن از جنس مرد لطیف تر است و عطوفت بیشتری دارد و به رسیدگی و مراقبت از دیگران توجه بیشتری نشان می دهند و آن را می توان با شواهد روشن زیستی و تحقیقات جدید مشاهده کرد.

پس تلاش بر آن است تا با ترسیم نگاهی جدید به این رابطه، این هندسه بدیع تبیین گردد. لوتر، سردمدار این حرکت، به تعلیم و تربیت توده مردم و پرورش رهبران دینی توجه خاص داشت و در تلاش بود تا دولت را به حمایت از مدارس، و مردم را به فرستادن کودکان خود به مدارس تشویق و ترغیب کند. همچنین یکی دیگر از کارکردهای نهاد تربیت در این دیدگاه، قدرت بخشیدن به دولت مرکزی و تلاش در جهت کاهش قدرت تاریخی کلیسا و مبلغان مذهبی بود. صالحی شامی، 1414ق: ج7، ص7) وی همچنین میگوید: «چندین سال به پیامبر خدمت کردم اما هرگز مرا دشنام نداد و یکبار هم کتکم نزد! همزمان با این جنبش، از هم پاشیدن اتحاد مذهبی و پیدایش گرایشهای متعدد در مسیحیت و جدایی از کلیسای کاتولیک رم، به ایجاد دولتهای ملی، قدرتمند و مستقل از کلیسا منجر شد. خداوند متعال اسماء و اسرار عالم هستی را از نام اولیای خود تا جمادات را به آدم تعلیم داده، به تعبیر امام صادقu که در تفسیر مجمعالبیان آمده است: تمام زمینها، کوهها، درهها، بستر رودخانهها و حتی همین فرشی که در زیر پای ماست به آدم شناسانده شد. رگههای اولیه رسمی شدن نهاد تعلیم و تربیت در آغاز قرن هفدهم پدیدار شد.

دیدگاهتان را بنویسید