تربیت فرزندان در اسلام (۱)

در عین حال، در حکومت اسلامی که رهبری آن با فقیه جامعالشرایط است، در صورت اختلاف میان خانواده و تربیت رسمی، ایده نظام رسمی تعلیم و تربیت اتخاذ میشود. بنابراین در برخی حوزهها، تربیت رسمی و در برخی دیگر، خانواده جلودار امر تربیت است و در عین حال، هر دو بر فرایندهای تربیتی صورت گرفته در نهاد متقابل خویش نظارت میکنند. اما نظارت خانواده بر این نهاد در جهت حفظ ماهیت اسلامی و اتصال به منبع و صاحب تربیت باید به گونهای فعال، روشنبینانه و عمیق صورت گیرد تا هر جا این نظام از ویژگیهای یک نهاد متصل به سلسله اولیای الهی دور ماند، یا در جهت اصلاح اقدام نماید یا در صورت ناامیدی از اصلاح، خود وظیفه تربیت را بر عهده گیرد. علاوه بر این، برخی از حوزههای تربیتی از جمله تربیت اخلاقی و نیز تربیت در جهت ایفای نقشهای متناسب با جنسیت – که به شدت وابسته به الگوگیری و زمان و تجربیات دست اول است- باید در خانواده صورت پذیرد و مسئولیت مستقیم آنها بر عهده خانواده خواهد بود.

در حدیثی از معصوم آمده است که ، پایه های سعادت و شقاوت کودک در رحم مادر گذارده می شود واین از آن باب است که تغییر وراثت غیر ممکن است و خصایص و روحیات مادر به صورت مستقیم به کودک منتقل می شود. همچنین در حدیث آمده که بهشت زیر پای مادران است و این از آن باب است که بخش اعظم سعادتمندی و در خور بهشت شدن کودک توسط مادر پایه گذاری می شود. از یکسو خداوند خطاب به همه افراد جامعه میفرماید «قو انفسکم و اهلیکم ناراً وقودها الناس و الحجاره» (تحریم-6) این امر و بسیاری از روایات وارد شده در باب تربیت فرزند- به اولویت نقش خانواده اشاره دارد. از ملاحظه این آیات و برخی روایات مرتبط دیگر میتوان بدین نتیجه رسید که رابطه دولت (نظام رسمی تعلیم و تربیت) و خانواده، رابطهای طولی است. از سوی دیگر خداوند در مورد پیامبر(ص) میفرماید «النبی اولی بالمومنین من انفسهم» (احزاب-6 ) و این امر به اولویت نقش پیامبر (و جانشینان وی) در هدایت و تربیت افراد دلالت میکند. در فلسفة سیاسی فارابی سیاست با تعلیم و تربیت سنجیده می شود و سیاستمدار با معلم و مؤدب ، که باید مانند آنها به نرمی و رفق و یا با شدت و حدّت فضائل را به مردم آموزش دهد (همان ، ص ۸۰).ابوالحسن عامری در برخی آثار خود، به مناسبتهای گوناگون ، به موضوع تعلیم و تربیت پرداخته اما در کتاب السعادة والاءسعاد ، بتفصیل ، در جوانبِ گوناگون این موضوع کندوکاو کرده است .

افراد قبل از ازدواج باید به وظایف خود آشنا ، و به مسائل کلی تربیت آگاه ، و در قبال مسئولیت خود هوشیار باشند. بنابراین، لازم است والدین، بهویژه مادر، در قبال فرزندان خود، بهخصوص دختران، جدیت و اهمیت بیشتری در بُعد تربیت جنسی داشته باشند. بنابراین، نقش والدین و دیگر اطرافیان که با کودکان سرو کار دارند، در تشکیل خودپندارة آنان، بسیار مهم است. بهویژه برای پدران که متأسفانه امروزه بر خلاف گذشته وقت بسیار کمی برای بودن با فرزندان و بهویژه پسران خود دارند و عوارض ناشی از این مسئله با نگاهی به رفتارهای پسران جوان و نوجوان در جامعه مشخص میشود. خود سازی و ساختن زن و تربیت فرزندان از جمله وظائف بسیار بزرگ پدران است. رفتار و گفتار درست یا نادرست پدران و مادران و چگونگی تربیت آنان در خانواده، به منزله بذرهایی است که در ضمیر کودک افشانده میشود، تدریجاً پرورش مییابند و رشد میکنند و در دوران بلوغ وجوانی، به رشد نهایی خود میرسند و بار میدهند.

با همة توجه اسلام و تلاشهای گستردة مسلمانان در این راه ، اطلاعات موجود در بارة چگونگی تعلیم و تربیت و روند تطورات آن ، به سبب فقدان منابع مستقل و پراکندگی این قبیل آگاهیها در جاهای مختلفِ انبوهی از تذکره ها و کتابهای تاریخی و جغرافیایی و سفرنامه ، بسیار دشواریاب و ناقص و ناکافی است . در روایت آمده که پیامبر(ص) کودکان را به چند دلیل دوست داشتند، سه مورد از این دلایل که در این بخش باید بدان توجه شود، اینکه پیامبر(ص) کودکان را دوست داشتند، به سبب اینکه بسیار گریه میکنند، با هم دعوا میکنند، اما زود آشتی میکنند و کینه به دل نمیگیرند و خانه میسازند و سپس خراب میکنند (کلینی،1392،6،27)؛ این موارد سه قاعده کلی است که علاوهبر دنیای کودکان، در بازیهای آنها نیز حاکم است. 1. ایمان؛ همسر انسان باید متدین باشد؛ زیرا دین میتواند انسان را از هر گونه انحرافهای روحی و اجتماعی مصون دارد.

دیدگاهتان را بنویسید