وظیفه و نقش پدر در تربیت فرزندان

تشویق یک فرآیند طبیعی است که رفتار انسان و سایر موجودات را تحتتأثیر قرار میدهد و باعث میشود که عملکرد ما در یک مورد خاص که تشویق شدهایم، افزایش یابد. در فرضی که به طور مثال پدر دچار مشکلات اخلاقی است و مادر متقاضی عهدهدار شدن حضانت کودک است، حضانت به مادر داده میشود و طبیعتاً این موضوع در قوانین نیز پیشبینی شده است ولی در فرضی که هر دوی والدین دارای مشکلات اخلاقی باشند و شایستگی حضانت را نداشته باشند، برخی نهادهای حاکمیتی حضانت کودک را بر عهده میگیرند. طبق تعریف قانونی تا زمانی که کودک در دوران طفولیت به سر میبرد، والدین مکلفند حضانت فرزندانشان را عهدهدار باشند ولی از زمانی که فرزند از شمول تعریف طفل خارج شد، خودش مسئول است. با این مطالب، داشتن فرزند صالحی که با قرآن مأنوس باشد و خیرش به مردم برسد از برکاتی است که هم در این دنیا گره از مشکلات والدین باز میکند و هم در آخرت به دادشان میرسد. در حقیقت زمینه ضعف، سستی کودک، عدم شکیبایی و پایداری او در مقابل مشکلات را فراهم میکند. برای آگاهی بیشتر در زمینه مادران شاغل کلیک کنید. این مسئله به این خاطر است که مادران، به عنوان تربیت کننده کودک، معمولا امر و نهی بیشتری به کودک میکنند و بیشتر کودک را دعوا یا نصیحت میکنند، همین مسئله باعث میشود که کودکان بیشتر به پدر نزدیک شوند.

تحقیقات حاکی از این است که تشویق کردن کودک، زمانی که رفتار مناسبی انجام میدهد و توجه و محبت بیشتر به کودک، زمانی که رفتار مطلوبی دارد و در مقابل توجه نکردن به کودک و کم کردن تشویقها و پاداشها، زمانی که رفتار نامطلوبی انجام میدهد و گستاخی میکند، باعث میشود کودک سعی کند رفتار مطلوب موردنظر پدر و مادر را بیشتر انجام داده و تکرار کند تا تشویق شود، پاداش بیشتری دریافت کند و مورد حمایت و محبت والدین خود قرار گیرد، چون این امر برای او لذتبخش است. وجود رابطه صمیمی بین والدین باعث به وجود آمدن آرامش در زندگی شده و موجب میشود تا کودک در محیط خانواده احساس امنیت داشته باشد. با وجود محدودیت مادر برای حضانت فرزند در قانون مدنی، حضرت امام (ره) در استفتای قضات دادگاه مدنی خاص در سال ۱۳۶۳ اعلام فرموده بودند که اگر جدا نمودن فرزند از مادر موجب به وجود آمدن عسر و حرج برای مادر یا فرزند از نظر روحی شود، دادگاهها نباید فرزند را از مادر جدا نمایند. اگر پدر یا مادری که حضانت طفل را بر عهده دارد، دچار انحطاط اخلاقی باشد، تکلیف چیست؟ قیم باید دارای اهلیت کامل و شایستگی اخلاقی و قابل اعتماد باشد. قابل توجه است، با وجود این همه سفارش به مهرورزی پدر و مادر نسبت به فرزندان, توصیههای دیگری نیز در مورد چگونگی و میزان این ارتباط عاطفی از پیشوایان معصوم به ما رسیده است.

این موارد ماهیت تکلیفی دارند و امتیازی برای دارنده آن محسوب نمیشوند.ماهیت حضانت نیز چهره حق دارد و به طور مثال میگوییم والدین حق حضانت دارند ولی در واقع حضانت تکلیفی برای والدین و به نفع طفل است نه به نفع والدین همچنین قابل اسقاط و اعراض نیست و زمانی از بین میرود که بر اساس مبانی موجود در قوانین و منابع حقوقی خطری برای طفل داشته باشد. آن ها عقیده دارند که سبک های فرزندپروری را می توان بر حسب دو عامل محبت و کنترل پدر و مادر، به چهار دسته تقسیم کرد. در شرایطی که پدر و مادر تنها سخت گیری و کنترل و نه عشق و محبت را به کار گیرند، فرزندان شخصیت فردی خود را از دست می دهند و در تصمیم گیری های مناسب در زندگیشان ناکام می مانند زیرا همیشه این پدر و مادر بوده اند که تصمیمات لازم را برای آن ها گرفته اند. بر اساس قانون مدنی حضانت بر عهدهی پدر و مادر است که نمیتوانند از آن سر باز کنند و در صورتی که در مدتی که قانون برای حضانت فرزند برایشان مشخص کرده کوتاهی کنند، با ایشان برخورد خواهد شد.

حضانت فرزند بعد از فوت پدر و ازدواج مادر با کیست؟ تحقیقات نشان می دهد دخترانی که ارتباط مناسب با پدرانشان دارند، در همسر گزینی تمایل بیشتری به همسرانی با خصوصیات پدر خود دارند. پدرانی که فرزندانشان عشق بی پایان پدر را گاهی در خنده های بی اختیار و گاهی در اشک های خوشحالی او می بینند و کلماتشان برای بیان عشقی که نسبت به پدر خود دارند کافی نیست. سپردن حضانت کودک به مادر نباید موجب ایجاد بی مسؤولیتی در پدر گردد. پدرانی که منبع بی پایان دانایی، فانوسی همیشه روشن و دوستی برای تمام زندگی اند.پدرانی که فرزندانشان آنها را می ستایند و بی اندازه دوستشان دارند. امیرالمؤمنین علی(ع) می فرماید «با بچههای خود به گونهای برخورد کنید که آنها خودشان را کریم و با شخصیت بدانند». تقویت مثبت یعنی چیزی که خوشایند، مطلوب یا ارزشمند تلقی شود و شخص تلاش کند تا به آن دست یابد؛ بنابراین اگر هر رفتار مطلوبی با یک نتیجه یا پیامد خوشایندی توأم شود، یا هر رفتاری به دنبال خود پاداش داشته باشد، میگویند آن رفتار تقویت مثبت شده است. اگر خوف ضرر جانی وجود داشته باشد طبیعی است که دادگاه میتواند دخالت کند ولی به صرف ادعا نمیتوان گفت که ممکن است ضرر جانی برای طفل وجود داشته باشد بلکه این موضوع باید اثبات و جهت آن مشخص شود که به چه دلیل این موضوع مطرح شده است.

دیدگاهتان را بنویسید